تبلیغات
تــنــهــای بــی ادعـــــــــــــــا - کرسی

تــنــهــای بــی ادعـــــــــــــــا

در تمام رنج هایی که می بریم صبــــــر اوج احترام به حکمت خداوند است!!!



کرسی های دورن کودکی ام


خزیده خاطره من به قاب كُرسی ها

بیاد كودكی و رختخواب كُرسی ها

صدای قصه مادربزرگ پیچیده است

بگوش حافظه برده خواب كرسی ها

بساط شب چله و گفتگوی همسایه

به گُل نشسته شب از التهاب كرسی ها

چه پند ها به من آموخت ، چه داستان ها گفت

شب بلند زمستان ، كتاب كرسی ها

هنوز كوچه پس کوچه ها پُر از سرما است

دو دست یخ زده بی آفتاب كرسی ها

اذان مسجدها گوش صبح را پر كرد

دویدن مدرسه ها را شتاب كرسی ها

به شام كودكیم بس شهاب جا مانده است

از جرقه های پی در پی ذغال كرسی ها

نشست برف زمستان به بام باور من

شكست تیرك باور حباب كرسی ها

من آن غرور بلند آشیان شاهینم

فرود آمده امشب عقاب كرسی ها

به جای مانده از آن سال های خاكستر

حُباب خاطره ای از سراب كرسی ها

شكست دانهً دل با گذشت سنگ زمان

ز سنگ حادثه ، نی زآسیاب كرسی ها

سوال كودكیم خیس برف بازی بود

چگونه خشك شدم بی جواب كرسی ها ؟


[ دوشنبه 10 آذر 1393 ] [ 10:27 ب.ظ ] [ ♥دختــــــر بام ایــــــران ♥ ]

[ نظرات() ]